مادرم ,,,♥ اگر خودش خدا نباشد ، چشمهايش خود خداست !
مادر و پدر
بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی ! بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادتــــ نمیشوند ! بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکرند و دستــ نـخورده ! دیده ای ؟! ... ... شنیده ای ؟! بعضـــی ها بی نهایتـــ ــ ـند ! مـــــثل مـــــادر و پدر ...
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد !
عصاره همه مهرباني ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند. *کريستوفر مارلو* ...
مادریعنی بازهم بهانه مادرگرفتن
خــــداوندا زیبــــاترین لحظــــــه ها را نصــــیب مــــــــادرم کن که زیبـــــــاترین لحظه هایش را به خـــــاطر من از دست داده است ...
آرتین و بابایی
برای تنها بهانه زندگیم...پسرم
تو آمدی و خدا خواست پسرم باشی و بهترین غزل توی دفترم باشی تو آمدی که بخندی ، خدا به من خندید ...
اینم یه عکس از من و پسرم ... در نزدیکترین فاصله ممکن و تکرار ناپذیر
اینم یه عکس از من و پسرم ... در نزدیکترین فاصله ممکن و تکرار ناپذیر ...
هفته ها یا روزهای اخر...
كوچولوي نازنين آخرين هفته هاي با تو بودن فرا رسيده است شايد هم آخرين روزهاست كه من و تو در يك لباس هستيم و از يك معده تغذيه ميكنيم چقدر سخت اما زود ميگذرد اين روزها.... ميترسم عزيزم... قبل از تو من از جدايي از تو ميترسم خنده دار است حرف هايم اما نگرانم از دوري از تو .... ميخواهم.. اين نزديكي را، كه تا پايان عمر، ديگر هرگز به ان دست نخواهم يافت.. ميخواهم. واي پسرم حالا ميفهمم حال ان مادري را كه گاهي دوست دارد فرزندش تب مختصري كند تا خودش را در آغوش او بيندازد و گرماي بدنش را از او نگيرد حالا ميفهمم ان مادر چرا به درد كودكش راضي ميشود!! راستي آرتین واقعيت دارد كه من و تو به زودي در دو جسم جدا گ...









